{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن.

امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن. منم که تنها بودم.
راستشو بخوای حسودیم شد. گوشیو گرفتم در گوشم، داد زدم: بدبخت بیا خواهرتو ببین، تو کافی شاپ کنار یه پسره نشسته...

همه دخترا فرار کردن...
آی حال کردم
آی دلم خنک شد!

برگی از خاطرات
دیدگاه ها (۳)

ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﮔﻮﺯﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ نازنین ﻭﺳﻂ ﮐﻼﺱ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮔﻮ...

الهی این دخترا به آرزوشن برسن بگین آمین . . . . . . . . . ....

شهره یه جوری میگه: "داره کم کم نفسم میگیره، برگرد" ...

بچه ها تو این شبای عزیز یه دختری هست خیلی به دعا احتیاج داره...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

____[The Forbidden Crossing]____

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط