{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمانمعشوقه خیانتکار

رمان:معشوقه خیانتکار.
پارت:10
چندین روز بعد،ویو جیمین:
زنگ زدم به شوگا. چون خونه نبود و معلوم نبود کجاست،بعد چند بوق گوشی رو برداشت:
جیمین:الو،سلام شوگا.
شوگا:سلام جیمینی،حالت چطوره؟
جیمین:خوبم،تو کجایی؟
شوگا:جاییم،چطور؟
جیمین:وقت داری بریم بیرون؟
شوگا:اع،الان نه ولی یه ساعت دیگه میام دنبالت،زنگ زدم حاضر جلو در باش،فعلا.
و بعد گوشی رو قطع کرد. زیر لب زمزمه کردم‌:
جیمین:نه به اون مهربونی اولش نه به این برج زهرماری الانش.
شوگا گفته بود یه ساعت دیگه پس هنوز وقت داشتم.
رفتن پایین. جین و نامجون داشتن پی اس بازی میکردن.
جیمین:بقیه کجان؟
نامجون:همه بیرونن،الاما ۴ تا.
جین:تهیونگ تو اتاقشه.
جیمین:باشه.
رفتم بالا و در اتاق تهیونگ رو زدم.
ته:ها،کیه؟
جیمین:منم.
ته:لایو دارم،برو.
جیمین:نمیرم درو باز کن.
ته:اه بابا،برو دیگه.
کرمم گرفت اذیتش کنم😎ولی حوصله کرم ریختنم نداشتم.زیر لب گفتم:
جیمین:فک کنم بی حوصلگی شوگا رو منم اثر کرد.
و به ساعتم نگاه کردم.رفتم بالا و حاضر شدم.به محض حاضر شدنم گو شیم زنگ خورد:
شوگا:بدو بیا پایین جیمین.
جیمین:اومدم.
و رفتم پایین. شوگا از ماشین پیاده شده بود به ماشین تکیه داده بود و سیگار می‌کشید.اومدم جلوش و گفتم:
جیمین:نکش.
و سیگار رو از روی دهنش ور داشتم.
شوگا:سوار شو.
جیمین:باشه،کجا میریم؟
شوگا:هر جا تو بگی.
شوگا پوزخند زد و منم خندیدم. سوار ماشین شدیم و داشتیم با هم حرف میزدیم که یه دفعه گفتم:
جیمین:نگه دار شوگا.
شوگا:چته بچه.
جیمین:من گشنمه،بیا اینجا غذا بخوريم.
شوگا:پیاده شو.
جیمین:لازم نیس همه چی رو بهم بگی،خودم میفهمم شوگا.
شوگا:باشه.

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:1...

رمان:معشوقه خیانتکار. پار...

رمان:معشوقه خیانتکار. پار...

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:...

"بازگشت بی نام"

خشم پارت 9 +18 یهو یه ماشین خیلی خیلی خوشگل و گرون قیمت جلوم...

تند دکمه شو زدم پترن داشت... اه.. کلافه قفلش کردم و جلوی نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط