{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part⁵² ⑤②
پارت اخر

یک ماه بعد
ا/ت
کوک: عروس خانم داره دیر میشه چرا نمیای
ا/ت: اومدم
رفتم پیش جونگکوک
ا/ت: چطور شدم چرا نگام نمیکنی؟بد شدم
کوک: نه نه بریم
ا/ت: چیشده
کوک: چرا اینقدر خوشگلی
ا/ت: 😂
دستمو گرفت و وارد سالن شدیم
واقعا خوشحال بودم چون دیگه نیازی به لبخند مصنوعی نداشتم
کوک: خیلی خوشحالیا
ا/ت: اره خیلی
کوک: بچه دار شدیم براش همه چیزو تعریف میکنم که چقدر سختی کشیدیم تا بهم رسیدیم
ا/ت: نگی خودم میگم و بهش میگم بابات خیلی اذیتم کرد
کوک: توهم کم کار نکردی
ا/ت: اگه من نبودم که هیچوقت نمیوندی سمتم
کوک: اره مین سانگ خانم
ا/ت: 😂یادم ننداز که خندم میگیره
کوک: اسم بچمونو میخوام بزارم مین سانگ
ا/ت: نه من اسمشو انتخاب میکنم
کوک:😡
ا/ت: 😡
مجری: عروس و داماد عزیز میشه حرفارو بزارید برا بعد مراسم و شروع میکنیم
کوک: ببخشید بفرمایید

یک ساعت بعد
بعد از مراسم
نینوس: 😭😭
ا/ت: چیشده
نینوس: اجی کوچولو کی ازدواج کردی؟
ا/ت: یک ساعت پیش😅
نینوس: با من شوخی نکن
کوک: راست میگه
نینوس: یه موی از سر خواهرم کم بشه میکشمت
کوک: باشه خب ا/ت بریم
ا/ت: بریم
دستمو گرفت و وایساد
ا/ت: چیه
کوک: 😘
ا/ت: 😘

#فیک
#سناریو

(امیدوارم خوشتون اومده باشه از فردا یه فیک دیگه میزارم درباره تهیونگه)
دیدگاه ها (۲۱)

love or friend part1من ا/تم دانشجو هستم و با پدر و مادرم زند...

love or friend part2یک هفته بعدا/ت: میشه نرید میخواید منو تن...

fake kook part⁵¹ ⑤①×: الان چرا داری گریه میکنیا/ت: یه سوال ش...

fake kook part⁵⁰ ⑤⓪✓: دخترم نظرت درباره ازدواج چیه؟ ا/ت: چی ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط