{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق‌یهویی²⁰

عشق‌یهویی²⁰
تهیونگ‌ویو
رفتم دیدم ات داره جیغ جیغ میکنه
تهیونگ ـ اروم باش
ات ـ چجوری اروم باشمممم؟؟بابام هققق داره میمیرههه*جیغ و داد،گریه*
تهیونگ ـ اروم باشششش*داد*
ات ـ هق..*بیهوش شد😂*
تهیونگ ـ خوبی؟؟؟؟
کوک ـ داداش ترسوندیش میگی خوبی؟
تهیونگ ـ پرستاررر
پرستار ـ چتونه بیمارستانو گذاشتین رو سرتونننن*داد*
تهیونگ ـ چ خوب ک شما ارومین..بیاین ببینین چش شده
پرستار ـ باشه
ات‌ویو
با سردرد بدی بیدار شدم
کم کم اتفاقای امروز یادم اومد
ات ـ هققق بابایی*گریه*
تهیونگ ـ خوبی؟جاییت درد نمیکنه؟
ات ـ هققق بابام خوبه؟؟
تهیونگ ـ.....
ات ـ یاا جواب بدههههه*گریه*
تهیونگ ـ.......
ات ـ جیغغ بگووووو دیگههه*گریه، خودزنی*
تهیونگ ـ باشه باشه بهوش اومدن
ات ـ عه..خوبه...چییییی اخجوننن ببرم پیش بابامممم
تهیونگ ـ اسیر شدیماا...
ات ـ زود...
ــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۲۵)

عشق‌یهویی²¹تهیونگ‌ویوات رو بردم پیش باباش------------------ا...

عشق‌یهویی²²(ساری بابت تاخیر) *ویو بعداز تمرین*ات ـ دخترا من ...

عشق‌یهویی¹⁹زینگ زونگ*گوشی😔😂*ات ـ بله؟ رزی ـ سلام گرلات ـ سلا...

عشق‌یهویی¹⁸ات‌ویولباسامو عوض کردمو رفتم توی حالمیخام با این ...

شب تولدم پارت 7ویو جونگ کوک چشامو باز کردم اشک تو چشام جمع ش...

شب تولدم پارت 35فصل دوم پارت 6در رو بستم و رفتم پایین جونگ ک...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط