{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part¹⁴ ①④

خونه مامان و بابای جونگکوک بودم
م.ک: مین سانگ
ا/ت: بله
م.ک؛ خیلی خوشحال شدم که خودتو پسرم باهمین
ا/ت: 😊
ا/ت خودتو جمع کن تو نمیتونی تحت تاثیرشون قرار بگیری
م.ک:عزیزم چیزی شده
پ.ک: اره چشمای مین سانگ منو یاد یکی میندازه
ا/ت: یاده کی؟
کوک: چیزی شده بابا
پ.ک: چشماش یادم به ا/ت میفته چشماش همین شکلی بود وقتی میخندید چشماش خیلی قشنگ میشد
کوک: بابا شنیدی ازدواج کرده؟
پ.ک: واقعا با کی؟
کوک: نمیدونم
پ.ک: ما که از وقتی شما تو بچه بودید قرار بود شما دو تا که بزرگ شدید باهم ازدواج کنید که هردوتون رفتید سمت خودتون
کوک: مین سانگ چرا نمیخوری؟
ا/ت: ها نه چرا میخوری
پ.ک؛ باید بریم به دیدن ا/ت خانواده یانگ
ا/ت: نهه
کوک: چرا؟
ا/ت: خب شما وقتی باهم قهرید چرا میخواید برید اونجا
پ.ک: از کجا میدونی قهریم؟
ا/ت: خب جونگکوک بهم گفت
کوک: من فهمیدم چرا گفتی نه پاشو بیا یه لحظه
ا/ت: چیه؟
داشتم میلرزیدم یعنی فهمیده؟
ا/ت: چیشده؟
کوک: از ا/ت حسودی میکنی حسود جان که ما نمیخوایم بریم پیشش
اوفف خیالم راحت شد
ا/ت: نه
اومد بغلم کرد
کوک: مینی فقط ماله منه
ا/ت: 😊

#فیک
#کوک
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سناریو بونتن پارت۴

تکپارتی جونگ کوک

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط