{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 12

Part 12
که دستگاه رو گذاشت روش...
توی تلویزیون کوچولوی که نشون میداد دیدم...
یه چیز کوچولویی مثل یه توپ اون وسط بود!
+ وااای خانم دکتررررر...باورم نمیشه...چند روزشه؟
? مبارک باشه دخترم ..با این چیزی که میبینم هنوز یه روز و نیمه که به وجود اومده
+ اوو..بله دکتر متوجه ام ..میتونم عکس بچه رو بگیرید!
? حتما.....بفرمایید
+ مرسی خدا نگهدار ..خسته نباشید!..
رفتم سمت پلاسکو برای باد کنک و جعبه کادو
ماشین و خاموش کردم و وارد شدم
یه باد کنک صورتی و یکی آبی گرفتم
۲ تا شمع هم برداشتم و ... یه جبعه کوچیک کادو
رفتم سیسمونی یه کفش کوچولو ی صورتی و یکی دیگه آبی گرفتم
کیکی برداشتم که کوک دوست داره .,.. موزی و شکلاتی!
که گوشیم زنگ خورد ... (my love♡)
کوک بود جواب دادم
+ الو عشقم
_ الو ..میونگ خونه ای؟
+ امممم...نن...نه اومدم بیرون یه تابی بخورم براچی؟
_ هیچی خدا حافظ
پایان تماس
خیلی کوک سدر شده بود بدون هیچ پرنسسی هیچ عشم چیزی گوشی رو روم
قطع کرد
رفتم سمت ماشین و روشن‌کردن رفتم سمت خونه داخل راه ۲ تا کفش هارو و اون
عکس رو گذاشتم داخل جعبه ....
۲ تا باد کنک هم گرفتم داخل دستم سمت چپ
کیک گرفتم داخل دست راستم
دیگه رسیده بودم دفتم ماشین و پارک کردم رفتم که کلید در و بردارم
زدم به در که صدا های خوبی به مشامم نمی‌رسید...!
یه جفت کفش پاشنه بلند جلوم بود! کش مو و شرت زنونه ای روی زمین بود اولش فک کردم که کوک داره شوخی میکنه
رفتم سمت صدا که از اتاق من و کوک بود!!!
از لا در نگا کردم...
بچه ها پارت بعدی هیجانی هست لطفا حمایت کنید میخوام زود پارت بعدی و بزارم تا آخر شرطا رو برسونید لطفااااا
۶ لایک
۵ بازنشر
دیدگاه ها (۰)

" سه شنبه "" ویو لیا " امروز روز عروسی بود و من واقعا دلم نم...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

dark love

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

کپشنننننن🎀🦢عروسک من😈🔞پارت سی و چهار همراه سرهان رفتیم بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط