{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Chapter:2
Part:91


پرستار: خانم پارک... بیدارید؟

صدای پرستار بود.

بدون اینکه به در نگاه کنم گفتم:

هیزل:آره، بیا تو.

صدای قدم‌هاش و بعد گذاشته شدن سینی‌ای روی میز اومد.

برگشتم و گفتم:

هیزل:میشه از داخل وسایلم که داخل کیفه، گوشیمو بهم بدید؟

لبخندی زد و به سمت کمد رفت.

بعد گوشیمو از داخل کیف درآورد و بهم داد.

پرستار:بفرمایید.

گوشی رو از دستش گرفتم و صفحه‌اش رو روشن کردم.

چند پیام و تماس از دست‌رفته از سونگ و نامجون...


پرستار:صبحانه‌تون روی میز کنار تخته. لطفاً کامل میل کنید.

هیزل:باشه... فقط...

پرستار:بله؟

نگاهم رو از گوشی گرفتم و بهش خیره شدم.

هیزل:همراهم رو ندیدید؟

پرستار کمی مکث کرد

هیزل:یه آقای قدبلند...که موهای مشکی و پیرسینگ ابرو و لب داره. روی یکی از دست‌هاش هم تتوهای مختلف داره.

پرستار چند لحظه فکر کرد و بعد گفت:

پرستار:نه، متأسفانه ندیدمشون.

سری تکون دادم.

هیزل:باشه...

پرستار از اتاق خارج شد و در رو پشت سرش بست.

چند ثانیه به در خیره موندم.
بعد دوباره نگاهم روی صفحه‌ی گوشی افتاد

شماره‌ی جونگ‌کوک رو پیدا کردم.

انگشتم رو روی اسمش گذاشتم...

ادامه دارد...
لایک فراموش نشه 🩵

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۰)

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

My professor Chapter:2Part:93بعد از خوندن اون نامهاحساس می‌ک...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

خوشگلم حمایت بشهههه@banana.milk_jk

My ProfessorChapter: 2Part: 88کلید رو توی قفل چرخوند و وارد ...

Forced MarriagePart 38چند دقیقه از رفتن مین گذشته بودهنوز هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط