حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذراف
حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد .... جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند ......
حلاج ، برسفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد ......
جذامیان گفتند : دیگران، بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند !!!
حلاج گفت : آنها روزه اند و برخاست ..
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما ........
شاگردان گفتند : استاد ، ما شاهد بودیم که تو روزه شکستی !!!
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم .... روزه شکستیم ، اما ، دل نشکستیم ؛؛؛؛؛؛؛؛؛
""" مراقب باشیم ؛ دل نشکنیم """
همه ما را از
" چوب خدا " ترساندند .......
ولی !!!!
یکی !!!!
به " بوسه خدا "
امیدوارمان نساخت ..... !!!!
حلاج ، برسفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد ......
جذامیان گفتند : دیگران، بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند !!!
حلاج گفت : آنها روزه اند و برخاست ..
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما ........
شاگردان گفتند : استاد ، ما شاهد بودیم که تو روزه شکستی !!!
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم .... روزه شکستیم ، اما ، دل نشکستیم ؛؛؛؛؛؛؛؛؛
""" مراقب باشیم ؛ دل نشکنیم """
همه ما را از
" چوب خدا " ترساندند .......
ولی !!!!
یکی !!!!
به " بوسه خدا "
امیدوارمان نساخت ..... !!!!
- ۲.۵k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط