{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:فکر میکردم قهرمانان چهارشانه و ورزشکارند...

:فکر میکردم قهرمانان چهارشانه و ورزشکارند...
اما پیرمردی دیدم که نه چهارشانه بود و نه ورزشکار
فقط مرد بود مرد !👌

چه خوشبختند آنان که به پای هم پیر می‌شوند، نه به دست هم 😊
دیدگاه ها (۱)

دیگران را اگر از ما خبری نیستچه غم...نازنینا،تو چرا بی خبر ا...

مردی که در کنارم بود

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

پارت ۳ سرکلاس اصلا حواسم به درس نبود همش به اون خوابا فکر می...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

still with you

dark life = ۳۷

🍂 ناطق نوری بعد از نماز جماعت، برای جوراب ریش ریش آقا گریه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط