{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♫♫♫

♫♫♫

تو که میدونی همه ی عمرمو اونجا گذاشتمو رفتم

تو که میدونی بجز آغوش تو جایی نداشتمو رقتم

اگه رفتمو تو سراغمو نمیگیری هنوزم که هنوزه

اگه بجز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه

نه نمی دونی آخه همه ی غمهامو به تو نگفتم

نه نمی دونی آخه نخواستم از چشم تو بیفتم

نه نمیگفتم آخه تحمل غم منو نداری

نه نمیگفتم آخه میترسیدم بری تنهام بزاری

♫♫♫

بگو فهمیدی وقتی میرفتم نگرون خودم نبودم

غم آیندت بدجوری نشسته بود توی همه ی وجودم

اگه تصویری که ازم تو ذهنت بود و خرابش کردم

به خاطر خودت دیگه ازم نخواه که پیش تو برگردم

…

نه نمی دونی آخه همه ی غمهامو به تو نگفتم

نه نمی دونی آخه نخواستم از چشم تو بیفتم

نه نمیگفتم آخه تحمل غم منو نداری

نه نمیگفتم آخه میترسیدم بری تنهام بزاری

♫♫♫

قدیمیه،ولی برام خیلی عزیزه!
دیدگاه ها (۱)

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

P : 28

پارت هیفده

شب التیام.

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط