{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کوروش

آسوده ام از آتش نیرنگ حسودان
از تهمت سودابه بری باد، سیاوش

ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
جایی که در آن شرط حیات است توحش

ای دل! من اگر راز نگه دار تو بودم
این چشمه خشکیده نمی کرد تراوش

من بی تو سرافکنده و دم سردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش
دیدگاه ها (۸)

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانستگفتا تو خود حجابی ورنه رُخم...

شده دلتنگ شوی، فاصله فرسنگ شودیاد شیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود...

او می رود خدایا!!!، حرفها نگفته دارم در سینه ام، نگارا !!،عش...

ای هم نفس ام در دل من جا شده ایدیوانه شدم بسکه تو زیبا ...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

ما اَهلیِ عِشقیم چه بِهتَر که بِمیریم،جایی که دَر آن شَرطِ ح...

دیــــار کهن𓅃«هفت خان رستم»در روزگاری که کی‌کاووس، شاه ایران...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط