{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوووووآ:)) چن وخ بود رمان رو اعصابی نذاشته بودم اعصابتون

یوووووآ:)) چن وخ بود رمان رو اعصابی نذاشته بودم اعصابتون متشنج شه :)))
اینم از طغیان یه رمان بسیار زیبا و البته رو اعصاب! راجع نویسندش چیزی نمی دونم:|
رمان طغیان زنجیره ای از اشتباهاته که عشقی ناپایدار در پی داره نمی خوام زیاد داستانو لو بدم فقط بگم اولداستان اینجوری شرو میشه که دختر داستان یه زن متاهله که شوهرش سال پیش تصادف کرده و اون این قضیه رو باور نمی کنه تا بهش خبر میدن شوهرش زنده پیدا شده اون میره و...
این رمان از طرف مدیرا توصیه شده و نزدیک هزار تا توصیه خورده حتما بخونینش اصلن چرت و بی محتوا نیست و داستان و ایده ی جالبی داره.
نام رمان : طغیان

نویسنده : **ava** کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب (مگابایت) : ۲٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۲ مگابایت (epub)

تعداد صفحات : ۲۳۸

خلاصه داستان :

نفس نفس تداعی امید و ناامیدی… نفس نفس تداعی شروع یا لحظه پایان یه زندگیه… نفس نفس تلاشه… دویدن برای رسیدن به چیزی که باید باشه اما نیست… شکستن بغضهاست و البته اوج عشقه…
نفس نفس داستان زندگی زن و شوهر جوونی هست که توی طوفان حوادث گم شدن. عشقی که مرگ به بار آورده و سکوتی که کینه کاشته. اشتباهی که سخت تاوان میکشه… داستان زنی که مرگ شوهرش رو باور نکرده و دنبالش میگرده چون جسد شوهرش هیچوقت از ماشین سوختش بیرون نیومد… و البته داستان مردی که میخواد توی دنیای گمنامی خودش غرق باشه چون نزدیک ترین فرد زندگیش مسبب اتفاقاتی شده که اون هرگز فکرش رو هم نمیکرده …

لینک pdf:
http://dl2.98ia.com/book/1853%20-%20Toghyan(wWw.98iA.Com).zip

لینک پرنیان:
http://dl2.98ia.com/book/1853%20-%20Toghyan%20-%20Parnian(wWw.98iA.Com).jar

لینک epub:
http://dl2.98ia.com/book/1853%20-%20Toghyan%20-%20Epub(wWw.98iA.Com).epub

لینکapk:
http://dl2.98ia.com/book/1853%20-%20Toghyan%20-%20Apk(wWw.98iA.Com).apk

پسورد:www.98ia.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه نظر سنجی هم هس
:))))
مرض هنوزم فوشت میدم بابن این و چادرت را می بویم:)))
دیدگاه ها (۶۰)

Custom bride

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

📖 رمان: قلدرِ من (My Bully)«در دنیایِ ما، یا پادشاهی می‌کنی،...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

part 1

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁸(نایون+...

پارت ۳۶ سه نفر داخل اتاق خشکشان زده بود.صدای کوبیدن دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط