{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حجم دلتنگی را

حجم دلتنگی را
کاش می شد جا کرد
در پریشانی تاریک کمد
یا که تا کرد و گذاشت
زیر فرشی،چیزی....
یا که در"جعبه یک روز مبادا"گوشه انباری.
اما
حجم دلتنگی ها
آنقدر منبسط است
که برایش حتی
وسعت روشن دل هم تنگ است...
دیدگاه ها (۶)

اَز یِـ ـہ جـ ـآیـ ـے بِہ بَعد دیگـ ـہ دوسـ ـتـ نَدَاریـڪَسے...

#بـٰـا حَــرفـاشــــون بــٰا رَفــتـاراشـــون ســَـردِت مـیک...

دلٺنگــــم،نہ براے روزهایے کــہ رفت .. نہ براے آرزوهایے ڪــہ...

دو رکعتــ گـــریه برایِ خـــاطـره هـــایمـ یکــ قنـــوتــ سـ...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

به مناسبت تولد "RM"

سناریو تهیونگ

خاطراتِ معلق در نور

پآرت ⁴نوا و می‌سو کنار نیمکت وایساده بودن. می‌سو داشت از جیس...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط