{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی سرنوشت مثل طوفان ِ شنی ست که مدام تغییر جهت می دهد.

گاهی سرنوشت مثل طوفان ِ شنی ست که مدام تغییر جهت می دهد.
تو جهتت را تغییر می دهی، اما طوفان دنبالت می کند.
تو بازمی گردی، اما طوفان با تو میزان می شود.
این بازی مدام تکرار می شود… . . .
طوفان که فرو نشست،
یادت نمی آید چی به سرت آمد و چطور زنده مانده ای.
اما یک چیز مشخص است،
از طوفان که درآمدی،
دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهاده
دیدگاه ها (۱)

سناریو ران

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

🦢 پارت بیست‌وهفتم | رازی که نباید فاش می‌شدصبح روز بعد، لیان...

میبخشی پارت ۳

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 12ویولت آن شب تا مدت‌ها خوابش نبرد.ح...

صدایِ برخوردِ ماشین با زمین و حرکتِ آن در محوطه‌ی ویلا، گذرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط