{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ ددی مافیایی من }

{ ددی مافیایی من }


{ فصل 2 }

پارت : 3



بارام : خب مامان اون عکسو نشونم میدی ؟


جیا : باشه


جیا : بیا دخترم


( همون عکسی که گذاشتم داخله پسته قبلی رو نشونش داد )


بارام : این که خیلی کیوته


جیا : اره


بارام : عکس از دایی نداری ؟


جیا : دارم


جیا : بیا اینم داییت


جیا : واوو مامان چطور دایی انقدر هاته و پسرش انقدر کیوته ؟


ته : یعنی من هات و کیوت نیستم ؟


بارام : چرا بابایی جونم تو هات ترین و کیوت ترین پدره دنیایی


تهیونگ : بیا اینجا من ببوسمت که خستگی از تنم در بره کوچولوی من


بونگ وو : یاااااا بابا منو فراموش کردی ؟


تهیونگ : مگه میشه پسره جذابم از یادم بره ؟ـ


تهیونگ : بیا اینجا یکی ام تورو بوس کنم


( تهیونگ دوتاشون رو بوس کرد 😭😭😭💔)


بارام : خب بابا کی باید برم ؟


تهیونگ : فردا صبح ساعت 6


بارام : خب باشه من میرم داخله اتاقم


جیا : ولی تو که غذاتو تمام نکردی


بارام : گرسنم نیست



{ پرشه زمانی به شب ساعت 2}


بارام ویو :


اهههههه فردا پرواز دارم ولی این صدای اه و ناله یه مامانی و بابایی قطع نمیشه
اههههه اخه زن و مرده گنده از بچه هاتون خجالت نمیکشید از خودتون بکشید ناسلامتی سنی ازتون گذشته هر شبم صدای اه و ناله هاتون میاد
ولی از حق نگذریم به مامانی و بابایی اصلا نمیخوره که مامان بابای من باشن موقعی که با مامان و بابام میرم بیرون و دوستامو میبینم فکر میکنن که مامان و بابام خواهر و برادره بزرگم هستن تا مامان و بابام ......


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۱)

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 4بارام ویو :خلاصه که با ...

{ ددی مافیایی من }‌{ فصل 2 }پارت : 5( خب الانم حال ندارم که...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2}پارت : 2بارام : بابا یعنی تو دار...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }تهیونگ ویو :اهههه دوباره این هیو...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۲ویو تهیونگ این روزها جیا عجیب شده...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۷ویو ساعت ۲ ظهر ته:از خواب بیدار ش...

(ادامه فلش بک)رفتم اتاق مامانم-مامان یه آقا اومده با بابایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط