{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هندونه خریدیم .یه ده کیلویی بود تقریبا.زدیم شکمش رو پاره

هندونه خریدیم .یه ده کیلویی بود تقریبا.زدیم شکمش رو پاره کردیم .جای دشمنتون خالی تقریبا توش لجن بود.یه بوی بدی زد که نگوووو.خدا خوبشوون کنه.خدا وکیلی این پولا خوردن داره؟!هاااااا.خوب مهمون نداشتیم وگرنه ضایع میشدیم
دیدگاه ها (۱)

آقا خب چرا پست منو حذف میکنید.سانسور تا کی آخه.پست من که نه...

...

...

...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

داستان جن گیرقسمت اول:قسمت اول داستان ٫جن کشی٬این داستان کام...

*شیلان*شیلان: با کلی خرید برگشتم خونه ساعت تقریبا ۱۲ ظهر بود...

بچه نبودیم که ما، بره بودیم!صبح خروس خوان همچین آروم، بدون ن...

پارت ۵ /پارت اخر

پارت ۳۴

فیک جیمین:عشق/پارت چهارم

#پارت۴۸ #loveintime #پارت۴۸خیلی طول نکشید که زمرد خانم اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط