{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا تا ببینم روی ماهت را

بیا تا ببینم روی ماهت را
ببینم دو چشم سیاهت را
ببینم در ان سیاهی
شب های زیبای خیالم را
شب هایی که تورا میدیدم
که نگاه میکنی درون چشم هایم را
و میخواندی تو از آن ها
عشق پاک و بی ریا ام را
میگفتی به من تو دوستم داری
و نداری در سر جز خیالم را
خیالم چقدر زیبا بود
درآن هرشب مینوازیدم موهایت را
پس بیا تا خیالم راست گردد
و ببینم بار دیگرروی زیبایت را
دیدگاه ها (۱)

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌...

خسته ام ز شب های تنهاییمنتظرم که شایدروزی توبیایی دل خسته و ...

مانده ام حیران که چه باید کرد توراچگونه فراموش باید کرد از ی...

آوای شبپارت ۲ ویو نویسندهشب کریسمس بود همه خوشحال بودند جشن ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط