{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال عجیبی دارم این روز ها

حال عجیبی دارم این روز ها
نه شوق دیروز نه امیدی به فردا
نمیدانم ای روزگار کجای کارم
گم گشته ام میان این دروغ ها
دارداین حال جانم را میبرد
همچو خورشید دریا در غروب ها
روزهای بهارعشقم چ زیبا بود
خزان شد بهارم و ماند سوزها
از پسش درگیر زمستانم هنوز
دل وچشمانم اسیر آه و باران ها
لحظه ای درفکرش فرو میروم
همین بس ک آغاز شود طوفان ها
خدایا این حال عذابم میدهد
هوشیار کن مرا از کابوس دیروز ها
که میدانم قربانی آن فقط منم
چون آب رفته باز نگردد به رودها
دیدگاه ها (۱)

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌...

چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگامی ک...

بیا تا ببینم روی ماهت را ببینم دو چشم سیاهت را ببینم در ان س...

خسته ام ز شب های تنهاییمنتظرم که شایدروزی توبیایی دل خسته و ...

***کابوس*** حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی ب...

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط