{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۲۲

چهار چند لحظه صورت جذابی که برای اولین بار داشت بهش لبخند میزد رو گیج نگاه کرد و قریب به یقین درد زخمش رو فراموش اما کرده بود. جدیدی متوجهش :کرد این دختر زیبا کیه دیگه؟ چند ثانیه بیشتر گیجیش طول نکشید و صدای برگشت و با دیدن مرد میانسال جذابی با موهای جوگندمی و تیپ ورزشی ای گیج پلک زد بکهیون زودتر به حرف اومد معرفی میکنم، کیم سونهی ، دوست دخترم عزیزم ایشون هم جناب دو پدر تهیونگ هستن که قبلا راجع بهشون گفته بودم وات؟ سومین خیلی شوکه تر ازین حرفها بود اما خوب تونست خودش رو جمع کنه. تعظیم سریعی :کرد سلام؛ از آشنایی باهاتون خوشوقتم! مرد لبخند کجی :زد من هم همینطور دختر جوان همیشه میدونستم وکیل بیون خوش سلیقه !است! دستت چی شده؟ سومین از خوش برخوردی اون مرد خیلی حس خوبی نگرفت اما بهرحال لبخند زد. بکهیون فعلا زبون سومین شده بود! دستش کمی زخم شده با اجازتون برم و پانسمانش کنم حتما باید بیشتر مراقب عروسکت باشی بیون بکهیون تعظیم کوتاهی کرد و دنبال خودش کشوندش. سومین هم قبل از کشیده شدن تعظیم کرد وقتی به آشپزخانه رسیدند بکهیون ایستاد و هوفی .کشید. سومین به دلایل نامعلومی منتظر بود مواخذه بشه و خودش رو آماده کرده بود اما بکهیون با اینکه بی حوصله بنظر میرسید :گفت برو پشت میز بشین تا بیام
چند دقیقه بعد بکهیون شماره شو بهش داده بود و باز هم : تاکید کرده بود هیچجوره از اتاق بیرون نره سپرده بود بهش یچیزی بدن تا بخوره و رفته بود سومین حالا به چسب زخمش خیره مونده بود و این چند دقیقهی عجیب رو مرور می.کرد پدر تهیونگ جوان و جذاب بود. خوش برخورد هم بنظر میرسید اما سومین نمیدونست چرا تبدیل به سونهی شده چرا بکهیون سعی کرده از در برابر چیزی که نمیدونه محافظت کنه و اصلا چرا اون مرد باید ترسناک باشه. فقط به اون پسر اعتماد کرده بود و ازش بخاطر این چسب زخم ممنون بود بی هدف روی تخت توی خودش جمع شده بود و به چسب زخم دستش خیره مونده بود حوصله اش سر رفته بود.هر چی کتاب خونده بود و با گوشیش ور رفته بود دیگه بس بود و حالا دیگه واقعا کاری برای انجام دادن نداشت بیکار شده بود و از همین بیکاری افتاده بود توی دنیایی از افکار و حالا تا غرق شدن فاصله ای نداشت. اصلا کسی دنبالش اومده بود ؟ معلوم بود که نه ! چه سوال
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

𓆩 پارت ۴۴ 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به مرد خیره شد.ات: منظورت چیه؟ ج...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³³ویو میکا_____چند ثانیه...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط