{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" تو سرنوشت منی "

" تو سرنوشت منی "
پارت ۳۴

ویو راوی

_ تهیونگ از شرکت استاد تا اینجا چند دقیقه راهه ؟

♧ حدودا ۱۰ دقیقه

_ تهیونگ سوئیچ ماشینتو بده

♧ مگه خودت ماشین نداری ؟

_ ماشین من تو پارکینگ طول میکشه بروم درش بیارم زود باششش

♧ ببینم واقعا جئون جونگکوک از زنش میترسه

_ تهیونگ اینو نمیشناسی این وحشی .....هم منو هم تو رو باهم میخوره

تهیونگ از این حرفه جونگکوک خنده ای کرد که منشی به شتاب اومد تو اتاق

_ چیشده خانم ؟

منشی : ببخشید آقای جئون، خانم جئون به سرعت دارن میان بالا

_ خب .....خب آسانسور رو قطع کن بگو خرابه

منشی : کردم ولی دارن با اعصبانیت از پله ها میان

همین رو که گفت النا در و باز کرد و با اعصبانیت اومد تو ، جونگکوک اب دهنشو رو قورت که که النا گفت

+میکشمت جونگکوککککک ( فریاد )

و به سمت جونگکوک حمله ور شد و با کیفش محکم به سر و صورت وبدن جونگکوک میزد و جونگکوک دور تا دور اتاق رو میرفت تا از دستش فرار کنه ولی هر جا میرفت النا هم دنبالش میرفت

_ اروم یواش ........ اخخخخ ......نزن نزن

+چرا ....چرا بهم نگفتی ....هااان ؟

_ بهت توضیح میدم ایی نکن

که تهیونگ اومد وسط و مانع این شد که النا جونگکوک رو بزن

♧ اروم باش زنداداش ....باهم حلش میکنیم

+این این بشر به من ذره ای کمک نکرد بعد عین شرک داره این ور و اون ور میره

♧ باشه اروم باش باهم حرف میزنیم درست میشه

+برو کنار تهیونگ

♧ نمیرم کنار

+ نمیری کنار نه ؟

♧ نچ

+باشه باشه

النا اروم اروم به عقب قدم برداشت و به اطرافش نگاه کرد و از روی میزه جونگکوک لیوان رو برداشت و به سمت دو تاشون پرتاب کرد تهیونگ رفت اونور و جونگکوک سریع لیوان رو گرفت و گفت

_ کم مونده بود بخوره تو سرمون

+کاش میخورد

ولی کم کم النا اروم شد و نشست روی مبل و تهیونگ و جونگکوک هم کنارش

+چرا بهم نگفتی ؟ حتی به من کمک هم نکردی چرا اخه ؟

_ فقط میخواست روی پای خودت وایستی

♧ زنداداش اخه آدم کسی که عاشقشه رو میزنه

جونگکوک با پاش زد روی پای تهیونگ

+چییی؟

شرط
۱۲ لایک
۸ کامنت
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

ادامه پارت ۱تهیونگ سرش رو به نشونه تأیید تکون داد. «آره. چون...

شاگرد لوس من

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 27دو روز گذشت...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

پارت ۲۰

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط