{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
پشیمون بودم از کارم هوففففف ولی چرا کوک منو موقعی که فراموشی گرفته بودم ول کرد؟؟
ویو کوک
بیخیال افکارم شدم دنبالش کردم رفت خونه داشت وسایلش جمع میکرد
کوک:عزیزم میشه به حرفام گوش کنی
دستش گرفتم که پس زد
بینا:واقعا منو بخاطر اون خراب ول کردی(خراب خودتی کاری نکن بزنم بکشمت ها زندگیت دست منه الان)
کوک:اصلا کی اون فیلم برات فرستاده
بینا:وای عزیزم الان این مهمه
بینا وسلایلش جمع کرد داشت میرفت
که رفتم در اتاق قفل کردم
کوک:تا زمانی که حرف نزنیم نمیزارم بری
ویو ات
غذاب وجدان گرفته بودم حاضر شدم که برم خونه جونگکوک ی لباس باز مشکی پوشیدم میکاپ هروزم کردم رفتم خونه دیدم در بازه وارد که شدم دیدم بینا با ی چمدون داره میاد پایین فک کنم نقشم گرفت
بینا:بیا ببین عشقت هم اومد میتونی راحت باهاش باشی
جونگکوک:ات تو اینجا چیکار میکنی
دوباره کخم گرفت رفتم لب کوک بوسیدم
برگشتم دیدم بینا بغض کرده
ویو بینا
میدونستم دارم کارما کاری که کردم با عشقشون پس میدم سریع رفتم بیرون
ات:رفتش دیگه عزیزم
کوک: حصله تور ندارم‌
کوک رفتش بیرون اشکال نداره بالاخره برمیگرده
گوشیم برداشتم زنگ زدم به ی شماره ای
ات:انجامش دادم
(بله خماری ها ها ها شاید ات داره به کوک خیانت میکنه شایدم نه)
دیدگاه ها (۱)

ویو بیناکارما خوب زد به کمرم فلش بک توی بیمارستان موقعی که ا...

جیمین:بیبی نمیای پیشمات:بیا دنبالم (جیمین مافیاس)جیمین اومد ...

رابطه دارن قلبم درد گرفت بغض کرده بودم خواستم بگردم که مامان...

ویو اتهیچی نداشتم بگم چی میخواستم بگم روک داره میگ دوسم ندار...

# عشق زیبای منPart7ات و جونگ کوک داخل رفتن و ات چندتا لیوان ...

ددی جئون دوش 10مینی گرفتم و لباس مشکی وخفنی (اسلاید بعد لباس...

p14در همون لحظه در اتاق باز میشه و جونگکوک وارد اتاق میشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط