{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر میز شام به یادت می افتم!

سر میز شام به یادت می افتم!
بغض میکنم!
اشک در چشمانم حلقه می زند!
همه با تعجب نگاهم می کنند...
لبخند میزنم و می گویم:
چقدر داغ بود...!!!
دیدگاه ها (۶)

دلم تنگ شده برآیِ روزهآیِ کودکی که بهآنه ی ِ گریه ام دآشتنِ ...

هیچگاه.... به واژه ها اعتماد نکن... اولین حرف الفباهم..........

***کاش هیچ وقت ارزو نمیکردم کفشهای مادرم اندازه ام شود.###

دوست داشتن را از دختر کوچکی آموختمکه در دفتر نقاشی اش عکس خو...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

لبخند قاتلپارت³⁴ویو سلینگوشیم هنوز توی دستم بود.چند بار پیام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط