{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 25:

Part 25:
ویو هاری :
رفتیم خونه استراحت کردیم کوکم رفت دوش بگیره منم نشته بودم رو کاناپه تو حال داشتم لباس عروس میدیدم که یهو کوک از بالا سرم اومد دستشو گذاشت لبا کاناپه و به گوشیم زل زد
_ اوم مشتاقی برا ازدواجمونا
+ اول اینکع چیزی پرسیده نشده که جواب بله بدم دوم اینکه اکسپلورم اینطوریه وقتی که نبودی سوجونم بهم میگفت همش
_ هی خدا این سوجونو خفه میکنم
+ عه بچمو
_ بچمو و مرض پاشو حاضرم شو بریم رستوران راجب چیزه مهمی میخوام باهات حرف بزنم ( بی عصاب )
+ عشقم چرا اینطوری میکنی تو بیخیال شو دیگه
_ پاشو حاضر شو بیشتر از این زر نزن
با بغض پاشدم حاضر شدم
+ بریم
_ اوک
سوار ماشین شدم و راه افتادیم تا اونجا هیچی نگفتیم بهم دیگه  رسیدیم رفتیم نشستیم
+ وای چقدر اینجا قشنگه عشقم ممنونم
_ این حرکتارو نکن
+ کوک تو چت شده
_ ساکت باش
پاشد رفت اون جایی که سفازش میدن بدون اینکه از من چیزی بپرسه یه چی پرسید با دختریی که اونجا بود مدام داشت میخندید
نمیدونم یعنی ازم خسته شده ای بابا برگشت نشست
+ من میرم دسشویی
_ زود
رفتم تا میخورد گریه کردم از دسشویی اومدم بیرون دیدم همه جا تاریک شده
+ کو.‌‌‌‌... کوک کجایی
یهو یه نوری روشن شد که ...
دیدگاه ها (۱۸)

Part26: ویو هاری :یه نوری روشن شد و هم زمان باهاش اهنگ پخش ش...

Par27:ویو هاری :درو باز کردیم و مامان بابا رو دیدم اونا تا م...

Part 24 : ویو هاری :شب شده بود کوک خوابیده بود منم از رو نگر...

Part 23 :+ به من چه اون رو مخم بودددد به اون چه گرایش تو چیه...

من بیشتر دوست دارم. پارت ۴

#قمار_سرنوشت پارت³⁰رفتیم داخل و رفتیم تو اتاق من £ آخيش خسته...

نفرتی به نام عشقپارت: 30کوک: ناناااا.. نمیذارم زودتر بیدار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط