{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم

تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم
پدر شک کرده و مادر،قسم می خورد بیمارم

دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از باران
ولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم

قسم خوردم که بعد از تو فراموشت کنم اما
چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم

دلم می خواست بگریزم از این اوضاع طوفانی
نمی یابم در این خانه،پناهی غیر اشعارم

قلم دردست می گیرم،تو را خط می زنم در دل
که بنویسم برای تو:برو من از تو بیزارم

تمام کاغذ شعرم ولی پر شد از این مصرع:
اگرچه با دلم سردی،ولی من دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

نشان سوخته.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط