{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم مادر؟

گفتم مادر؟
گفت جانم؟
گفتم :درد دارم!
گفت :بجانم!
گفتم :خسته ام!
گفت :پریشانم!
گفتم :گرسنه ام!
گفت :بخور از سهم نانم!
گفتم :کجا بخوابم؟
گفت روی چشمانم!
گفتم :پارچ آب برگشت رو فرش!
گفت :ای خدا ذلیلت کنه، بمیری راحت بشم از دستت
دیدگاه ها (۲)

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

سناریو تهیونگ

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

ریاکشن

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط