{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت16

قسمت16
By your side

داشتم اماده میشدم که چانیول زنگ زد
+سلام بیداری؟
_سلام اره
+اماده ای بیام دنبالت؟
_اره
چانیول اومد دنبالم و با هم رفتیم کمپانی و اونا گفتن که باید اول تست بدی و بعد قرارداد امضا کنی؛
ما به اتاق تست رفتیم تا تست بدم
+استرس دارم
_نترس خوب پیش میره فایتینگگ
+فایتینگگ
رفتم تو اتاق و تست دادم و چانیول از اتاق بغلی پشت شیشه داشت نگاه میکرد؛تست تموم شد و من به اتاق مدیر رفتم و قرار داد رو امضا کردم.
نزدیک ظهر بود که از کمپانی بیرون اومدیم
_کجا میری؟
+خونه
_برای ناهار بیا خونه من
+نه باید برم پیش شقایق
_باشه پس بعد غذا میام دنبالت بریم خونه مامانم
+باشه تو بیا تو امروز اینجا غذا بخور
_نه منم میخوام برم پیش بکی
+اها
رسیدم خونه و از ماشین پیاده شدم و خدافظی کردم و رفتم تو.
وااوو غذا درست کردی؟
ارهه کارت چطور پیش رفت؟
قبول ششدددممم
اااییووولللل
با هم نهار خوردیم و بعد نهار به چانی زنگ زدم.
چند دقیقه گذشت و چانیول اومد دنبالم
به مامانت گفتی میخوایم بریم؟
اره ولی نمیدونه تو باهامی ولی ابجیم میدونه
اها
چند دقیقه گذشت و به خونه مامان چانیول رسیدیم،در زدیم و مامان چانیول درو باز کرد و به چانیول سلام کرد و اونو بغل کرد و به من نگاه کرد و سلام کرد و گفت:
+این کیه؟
_این دوست دخترمه اسمش رزه
+اااااا خوش اومدی
_مرسی
ما نشستیم و که مامان چانی رفت قهوه بیاره که در زدند و خواهر چانیول بود،من خواهرشو خیلی دوست دارم.
باهم سلام کردیم و نشستیم که مامان چانیول اومد کنار ما نشست و به چهره من خیره شد و گفت:
+تو همون دختری نیستی که جون پسرمو نجات دادی؟
_بله..
+من خیلی دلم میخواست ببینمت و ازت تشکر کنم
_خیلی ممنون
بعد چند دقیقه که گذشت چانی به ساعتش نگاه کرد و گفت:
+خب مامان من میرم کمپانی کار دارم شما بمونید من شب میام،راستی به رز هم غذای کره ای یاد بده
_باشه
چانیول رفت و ما نشستیم و حرف زدیم
اهل ایران بودی؟
بله
مامان چانیول رفت تو اشپزخونه و من و یورا پیش هم نشسته بودیم
چانیول درمورد بهم گفته بود
اها
چانی حتما خیلی عاشقت بوده که بهت اعتراف کرده
منم خیلی دوسش دارم،راستی من از شما خیلی خوشم میاد
واایی مررسی
مامان چانی مارو صدا زد تا بریم شام درست کنیم،ما رفتیم و به مامان چانی کمک کردیم تا اینکه شب شد و ما منتظر چانی بودیم که اومد و میز شام رو چیدیم و با هم شروع به خوردن کردیم.
#exo
#fake
#فیک
#اکسو
دیدگاه ها (۲)

برای کوک اومد حرفش رو بزنه که یکی از خدمتکارا صحبتش رو قطع ک...

فیک تهیونگ

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

رمان تو خود منی

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

رومان قطره قرمز (پارت 5)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط