{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 9

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 9

# رزی
یعنی دوسش دارم؟ ولی اون سونها رو دوست داره، نه، من به دوست خودم خیانت نمیکنم، از این عشق فقط خودم باخبر میمونم تا اخر عمر، هیچکس نباید بفهمه، منم باید فراموشش کنم اره، این بهترین راهه که سونها از دستم ناراحت نشه. صبح از خواب بیدار شدم و رفتم صبحانه خوردم و اومدم برم تو اتاق که جیمین دستم رو گرفت، سریع دستم رو از تو دستش دراوردم و باداد گفتم
_ به من دست نزن میفهمی دست نزن
جیمین : چت شده تووو؟ چرا اینطوری میکنی؟ ما که خوب بودیم؟ فردا تولد سونهاست خواستم بگم بیا اینجا رو تزیین کن یعنی دوست تد هم هستا
_ باشه
شروع کردم تزیین و نصف شب تمام کردم اخه رفتم بیرون چند ساعت و بعد اومدم تزیین ولی خیلی قشنگ شد.
میخواستیم پارتی بگیریم و همه دوستامون رو دعوت کردیم.
رفتم خوابیدم که فردا تودلد بهترین دوستم سرحال باشم. صبح بیدارشدم و رفتم حمام و لباس هام رو پوشیدم، خیلی خوشکل شده بودم، رژ لب قرمزم هر ادمی رو تحریک میکرد بله دیگه من رزی ام، کسی که ارزوی همه ی مرداست. در زدن، از اتاق اومدم بیرون که دیدم جیمین داره با دهن باز نگام ميکنه، دلم برا نگاهش ضعف رفت ولی با این حال سریع نگاهم رو ازش گرفتم و به در اشاره کردم.
دیدگاه ها (۱۱)

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 10# رزیجیمین رفت درو باز کرد که ...

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 11 #رزیاز سر لج جیمین رفتم سمت ی...

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 8# رزیبا دردی که تو سرم حس کردم ...

خانم لحباز، مرد مغرور پارت 7# رزیاز وقتی از خونه اومدم بیرون...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

#اونـ_مالـ_منهـPart12کوک:چیییی....:تصادف کردن کوک:کدوم بیمار...

رمان عشق بین خانواده پارت اولصبح از خواب بیدار شدم خیلی خواب...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

____[The Forbidden Crossing]____

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط