{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد از صدای خروپف هرشب پیرزنش شکایت داشت، پیرزن هرگزنم

پیرمرد از صدای خروپف هرشب پیرزنش شکایت داشت، پیرزن هرگزنمی پذیرفت... شبی پیرمرد آن صدا را ضبط کرد ک صبح حرفش را ثابت کند اما صبح پیرزن دیگر هرگز بیدار نشد...و آن صدای ضبط شده لالایی هرشب پیرمرد شده بود! ︶︿︶
دیدگاه ها (۱)

خدا پرسید:میخورید یا می برید؟ و من گرسنه پاسخ دادم: میخورم....

تیر ماهی های خاص

❤ ❤

در زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند!آدم ها وق...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«سه حقیقت؟»ریگیلوس جواب داد:«نه.»نگاهش روی...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۹چراغ‌ها ناگهان روشن شدند.اتاق ک...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT 2میا تا صبح جرئت نکرد از تخت پا...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۸ | اتاقی که نباید باز می‌شدهانا...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط