{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 20

پارت 20

سرد و سوزنده
---

صبح زود...

ات با چشمای نیمه‌باز و موهای فرفری‌تر از سیم ظرف‌شویی، پشت در آرایشگاه وایستاده بود.
ات: «لعنت بهت کوک... بخوابم بمیرم بهتر از اینه!»

در همون لحظه، کوک از ماشین پیاده شد. شیک، اما خواب‌آلود.
کوک: «پاشو ببینمت زنِ اجباری!»
ات: «اگه یه بار دیگه بگی زنِ اجباری، با همین موها خفه‌ت می‌کنم!»
کوک: «باشه خانمِ قاتل بالقوه!»


---

داخل آرایشگاه...

آرایشگر (با ذوق): «واااای چقدر خوشگلید شما دو تا! عشقه که از صورتتون می‌باره!»
ات: «نه عزیزم اون عشق نیست، اون خستگیه!»
کوک: «و کمی هم ته‌مونده‌ی نفرت!»
آرایشگر: «عشق از دعوا شروع می‌شه!»
ات: «پس ما تا الان ده تا بچه باید می‌داشتیم!»
کوک: «اونم تو یتیم‌خونه، چون با این اخلاق تو نمی‌مونن!»


---

آرایش مو شروع شد...

ات: «خانم آرایشگر میشه خیلی پف‌دارش نکنید؟ نمی‌خوام شبیه قارچ بمونم!»
کوک: (زیرلب) «تو شبیه هر چی بشی باز از قارچ خطرناک‌تری!»
آرایشگر: «شما نگران نباش، یه مدل خاص و نازه...»
(۲۰ دقیقه بعد...)
ات (با دیدن خودش در آینه):
https://wisgoon.com/mahyajkjkkook
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

💗 پارت دوم | «این دیگه کیه؟!»جونگ‌کوک دستش روی دستگیره‌ی در ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

پارت هشتم | انتخابات چشم‌هایش را باز کرد.دست‌هایش بسته نبودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط