{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم آغوشی تمام شده بود!

هم آغوشی تمام شده بود!
دختر ب خانه رویاهایش می اندیشیدو پسر به مکان بعدی!
دختر ب مردانگی عشقش وپسر ب فاحشگی دافش!
دختر ب خدای ناظر وپسر ب جسم حاضر!
هردو یک حس داشتند!
اما دختر فاحشه شده بود وپسر مردومنطقی!
دیدگاه ها (۲)

ازاونی که کاملا درکت میکنه احساساتت رو حس میکنه حرفاتو میفهم...

: خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه است ، جایی که با قلب...

بعضی وقتا شیشه عرق جلوته.. یه قلیون دوسیب کنارته ،ولی بازاحس...

ﻫﻲ ﺭﻓﻴﻖ ... !ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻣﺴﺨــﺮﻩ ﻧﻜﻦ !ﺑﻪ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺣﺮﻓ...

پارت سوم | احساسی که نباید به وجود می‌آمدسه روز از شروع دانش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۵ صبح آرامی بود. نو...

زن سرنوشت ساز

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

★ازدواج من و بابات؟...p²تو راه رفتن به خونه بودم که ماشینی ج...

پارت دوم... :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط