چند پارتی &تهیونگ&
چند پارتی &تهیونگ&
وقتی:``خانوادت ازیتت میکنن و اون....``
دوستپسرم تهیونگ(ادمین: ای جان🌚)
،کسیکه پولدار بود،جنتلمن،جذاب....
و از همه چی مهمتر همیشه پشتم بود
و قطعا مثل سالهای قبل قرار بود تولدمو بهیاد موندنی بکنه
به سمت ماشینش رفتم و بعداز کمی زل زدن بهش و قند شدن دلم اخم کوچیکی کردم و سرمو به نشونه ناراحتی برگردوندم
_بیب؟..چرا اخمات رفته توهم؟
اتفاقی افتاده عزیزکم(لبخند)
+امروز صبح مثل تولدای قبل پیام تبریک نفرستادی(همچناناخم ریز)
_ببخیشدکوچولو...قول میدم جبرانش کنم،حالا بشین تو ماشین(لبخند)
+خب.. برنامهی امروز چیه؟
ـ میخوای سوپرایز نگهش داریم؟یا میخوای بدونی
+ترجیح میدم بدونم
ـاوکی پس بریم به سمت پاساژ تا برات
لباس بخرم
+سوپرایزت لباس بود؟
ـمعلومه که نه... باره بولسونگ رو برات رزرو کردم،اول باید لباس بخری توی بار نمیتونی با لباس دانشگاه باشی
+واقعا بار بولسونگ؟ اون خیلی عالیه حتما پول زیادی بابتش دادی
ـ اون بار در مقابل ارزش تو هیچه
در واقع اون بار یکی از گرون ترین و بهترین بارهای شهر بود
و اولین جایی که با تهیونگ آشنا شدم
جشن فارغالتحصیلی منو دوستام پولامونو جمع کردیم تا
اولین باری که میریم مثلا خیلی خفن باشه
اما واقعا ارزششو داشت
فلش بک ساعت دوازده شب
ویو آت
دیگه آخرای شب بود و در حد کمی مست بودم و با وجود تهیونگ
میتونستم هر چقدر میخواستم بنوشم
ولی زیاد میلم نمیکشید
رو کردم به ته و گفتم:
+ته من دیگه باید برم خونه
ـ باشه میرسونمت با ماشین
+نه میخوام یکم راه برم،میشه پیاده بریم؟
ـاهوم..البته
+(لبخند)......
ادامه دارد...
وقتی:``خانوادت ازیتت میکنن و اون....``
دوستپسرم تهیونگ(ادمین: ای جان🌚)
،کسیکه پولدار بود،جنتلمن،جذاب....
و از همه چی مهمتر همیشه پشتم بود
و قطعا مثل سالهای قبل قرار بود تولدمو بهیاد موندنی بکنه
به سمت ماشینش رفتم و بعداز کمی زل زدن بهش و قند شدن دلم اخم کوچیکی کردم و سرمو به نشونه ناراحتی برگردوندم
_بیب؟..چرا اخمات رفته توهم؟
اتفاقی افتاده عزیزکم(لبخند)
+امروز صبح مثل تولدای قبل پیام تبریک نفرستادی(همچناناخم ریز)
_ببخیشدکوچولو...قول میدم جبرانش کنم،حالا بشین تو ماشین(لبخند)
+خب.. برنامهی امروز چیه؟
ـ میخوای سوپرایز نگهش داریم؟یا میخوای بدونی
+ترجیح میدم بدونم
ـاوکی پس بریم به سمت پاساژ تا برات
لباس بخرم
+سوپرایزت لباس بود؟
ـمعلومه که نه... باره بولسونگ رو برات رزرو کردم،اول باید لباس بخری توی بار نمیتونی با لباس دانشگاه باشی
+واقعا بار بولسونگ؟ اون خیلی عالیه حتما پول زیادی بابتش دادی
ـ اون بار در مقابل ارزش تو هیچه
در واقع اون بار یکی از گرون ترین و بهترین بارهای شهر بود
و اولین جایی که با تهیونگ آشنا شدم
جشن فارغالتحصیلی منو دوستام پولامونو جمع کردیم تا
اولین باری که میریم مثلا خیلی خفن باشه
اما واقعا ارزششو داشت
فلش بک ساعت دوازده شب
ویو آت
دیگه آخرای شب بود و در حد کمی مست بودم و با وجود تهیونگ
میتونستم هر چقدر میخواستم بنوشم
ولی زیاد میلم نمیکشید
رو کردم به ته و گفتم:
+ته من دیگه باید برم خونه
ـ باشه میرسونمت با ماشین
+نه میخوام یکم راه برم،میشه پیاده بریم؟
ـاهوم..البته
+(لبخند)......
ادامه دارد...
- ۶۸
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط