{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهاااای شاهزاده زین اسبت را بگیر واز ان راه دور ودرازی ک

آهاااای شاهزاده زین اسبت را بگیر واز ان راه دور ودرازی که امده ایی برگرد...!
اره برگرد.... `من` میتونم به تنهایی این راهو تا اخر برسونم
دیگر چیزی نماده فقط چند صباحی از این نفسم که مانده را میتونم تا شب برسونم...!
سخت است اری بسیار سخت است،اما این سختیها دیگر برایم لذت بخش شده زیادی از اینها کشیدم و بهش معتاد شدم...برای همین میگم لذت بخش هستند

آهااااای شاهزاده زین اسبت را بگیر واز ان راه دور و درازی که امده ایی برگرد...!
زمانی که بهت احتیاج داشتم چرا بهونه فاصله هارو می اورده ایی؟
اصلا میدونی چقدر به این در چشم دوختم ؟
تو معنی انتظار را میدانی؟
نه قطعا نه ....!

تو نه مال من هستی نه من مال تو.
اری برگرد ...برگرد که بدون تو هم میشود این بغض لعنتی رو حضم کرد!
بدون تو هم میشود درکنار غم هایم لحضه ایی ارام شوم!
بدون تو هم میشود نفس کشید...بدون تو میشود لبخند زد!

حتما میگویی مگر چنین چیزی ممکن است؟
این را بدان که ممکن نیست بلکه قطعی است این اتفاق ناب!
اری ناب است چون خیلی کم چنین ادم هایی پیدا میشوند که با وجود زخم عمیقی در دلشان باز هم میخندند...!
چون این واقعیت را پذیرفتند که کسی جز خودشان قدرت درک انها را ندارد!

آهااای شاهزاده زین اسبت را بگیر واز ان راه دور ودرازی که امده ایی برگرد...!
چه کسی میداند شاید من تنها کسی باشم که بدون جفت خود پا به این دنیای جهنمی گذاشته...!
اصلا چرا جهنمی؟؟؟ انصافا نامردی نیس بگوییم جهنم؟؟؟
جهنم که مثل دنیای ما ادمها پر از نامردی ودرد نیست؟!

آهااای شاهزاده زین اسبت را بگیر و ار ان راه دور ودرازی که امده ایی برگرد...!
اری برگرد...تو برو دنبال نازنین یار دیگر بگرد...
منم میدانم خوب میدانم که چه کنم
من با همین درد وزخم هایی که خوردم خیلی خوب راه ورسم این دنیای نامرد راشناختم

آهااای شاهزاده زین اسبت را بگیر واز ان راه دور ودرازی که امده ایی برگرد....؟!
دیدگاه ها (۱)

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :حساب، در آیات و احادیث...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۷

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

دلتنگت که میشوم اخلاقم بد میشود...همه از دستم شاکی میشوند......

شیر شد هر کس کنارت، خط بکش بر باورشسکه  را  این  بار  برگـرد...

شیر شد هر کس کنارت، خط بکش بر باورشسکه را این بار برگـرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط