{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دلم برای

امشب دلم برای
➰داشتنت➰
پر که نه پرپر میزند برای
➰بودنت➰
برای
➰اغوشت➰
اینکه سرم رابگزارم روی شانه ات،
بعدببینی که چطورباهمین
شانه ات ارام میشوم
امشب دلم خیلی
➰امنیت➰
تورامیخواهدخیلی....
دیدگاه ها (۲)

°•°•°خـــــــــــــــــدایـــــــــــــــــا؛ •°•°•هــــــــ...

کوتاهترین پست قشنگی که تا حالا دیدم:........" کــاش زندگی از...

پنجره عالم را خواهم شکست! گربدانم غروب را با دلگیری به تماشا...

خدایا لباس عید نمیخوام!یه کفن دارم همونو تنم کن! میخوام بیام...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

همه‌چیز قرار نیست امشب حل شود... 🌙بعضی فکرها را باید تا فردا...

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط