{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه خانمی با ماشین تو جاده در حال رانندگی بود و آقایی هم د

یه خانمی با ماشین تو جاده در حال رانندگی بود و آقایی هم داشت با ماشین خودش توی همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد

وقتی این دو به هم رسیدند؛ خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و خطاب به آقا فریاد میزنه
حیووووووووون ...!!!!
آقا هم بلافاصله داد میزنه : میمووووووون ....!!!
بعدم هر دو به راه خودشون ادامه میدن و آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه ای که نشون داده بود خوش به حالش شده بود! فقط
وقتی سرپیچ بعد رسید یه گوزن با شدت خورد توی شیشه ی جلوی ماشین

نتیجه ی اخلاقی: مردها هیچوقت واقعا سعی نمی کنند بفهمند که زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون میگن :
دیدگاه ها (۲)

خانوم مدیرعاملپارت ۱۵ | جاده‌ی فرانسهصبح روز بعد، همه‌چیز بر...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

سناریو باجی کیسوکه

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

بچها این ادامه ی پارت پنجاه و پنجمه زیاد نوشته بودم پارت رو ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط