──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──
نـقــاب²⁸
چند لحظه بعد،کای زیر لب گفت:عجیبه..
ابروهام توی هم رفت و پرسیدم:چی؟
کای چند ثانیه سکوت کرد.
_چیزی پیدا نمیکنم،انگار همچین آدمی اصلاً وجود خارجی نداره
از جام بلند شدم و گفتم:غیرممکنه..
دوباره صدای کیبورد اومد.
_دارم همهی آرشیوهایی که بهش دسترسی دارم رو میگردم؛پروندههای پلیس،ثبت احوال،خبرگزاریها،حتی اطلاعات بازار سیاه..اما چیزی پیدا نمیکنم
صدای کلیک موس اومد.
_صبر کن..
برای لحظهای ساکت شد..
بعد خیلی آروم گفت:یه چیز پیدا کردم
ناخودآگاه صاف نشستم و پرسیدم:چی؟
_شیش سال پیش،تمام اطلاعات مربوط به خانواده رئیس از شبکه های عمومی حذف شده
سکوت کردم.
کای ادامه داد:نه عکس..نه اسم..نه تاریخ تولد..انگار یه نفر با دقت همهی ردپاها رو پاک کرده
دستم ناخودآگاه روی ملحفه مشت شد.
+یعنی هیچ راهی نیست؟
کای آه کوتاهی کشید و گفت:هست..اما باید وارد یه سرور خصوصی بشم
لبخندی روی لبم نشست.
قبل از اینکه چیزی بگم،ادامه داد:تا فردا شب بهم فرصت بده..اگه چیزی وجود داشته باشه،پیداش میکنم
+باشه.
تماس قطع شد.
گوشیو روی تخت گذاشتم و به سقف خیره شدم.
احساس میکردم هرچی بیشتر به حقیقت نزدیک میشم،سایههای بیشتری دورم شکل میگیرن..
با سردرد شدیدی که داشتم چشمهامو باز کردم.
دیشب از فکر و خیال نتونستم چشم رو هم بزارم.
بلند شدم و روی تخت نشستم.
موهامو از توی صورتم زدم کنار و از روی تخت اومدم پایین.
بعد از اینکه دوش گرفتم یه لباس از توی کمد درآوردم و پوشیدم.(لباس اسلاید بعد)
جلوی آینه نشستم و موهامو فقط شونه کردم.
بعد بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون.
راهروها هنوز خلوت بودن.
اما برعکس روزای قبل عمارت غرق سکوت نبود.
صدای پیانو میومد.
یه ملودی آرامش بخش و زیبا.
بدون اینکه خودم متوجه بشم به جایی که اون صدا ازش میومد قدم برداشتم.
هرچی جلوتر میرفتم،ملودی واضحتر میشد.
درِ نیمهباز اتاق رو آروم هل دادم.
نور صبح از پنجرههای قدی روی کف چوبیِ اتاق افتاده بود.
وسط اتاق،یه پیانوی بزرگ مشکی قرار داشت.
و پشتش..
جونگکوک.
کتوشلوار همیشگیش رو نپوشیده بود.
فقط یه پیراهن سفید با آستینهای تاخورده و شلوار مشکیِ ساده.
سرش کمی پایین بود و انگشتهاش با آرامش روی کلاویهها حرکت میکرد.
چند ثانیه همونجا وایسادم.
دلم نمیخواست سکوت اتاق رو بهم بزنم.
اما درست وقتی آخرین نت نواخته شد،جونگکوک بدون اینکه برگرده گفت:زود بیدار شدی...
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقاب#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
نـقــاب²⁸
چند لحظه بعد،کای زیر لب گفت:عجیبه..
ابروهام توی هم رفت و پرسیدم:چی؟
کای چند ثانیه سکوت کرد.
_چیزی پیدا نمیکنم،انگار همچین آدمی اصلاً وجود خارجی نداره
از جام بلند شدم و گفتم:غیرممکنه..
دوباره صدای کیبورد اومد.
_دارم همهی آرشیوهایی که بهش دسترسی دارم رو میگردم؛پروندههای پلیس،ثبت احوال،خبرگزاریها،حتی اطلاعات بازار سیاه..اما چیزی پیدا نمیکنم
صدای کلیک موس اومد.
_صبر کن..
برای لحظهای ساکت شد..
بعد خیلی آروم گفت:یه چیز پیدا کردم
ناخودآگاه صاف نشستم و پرسیدم:چی؟
_شیش سال پیش،تمام اطلاعات مربوط به خانواده رئیس از شبکه های عمومی حذف شده
سکوت کردم.
کای ادامه داد:نه عکس..نه اسم..نه تاریخ تولد..انگار یه نفر با دقت همهی ردپاها رو پاک کرده
دستم ناخودآگاه روی ملحفه مشت شد.
+یعنی هیچ راهی نیست؟
کای آه کوتاهی کشید و گفت:هست..اما باید وارد یه سرور خصوصی بشم
لبخندی روی لبم نشست.
قبل از اینکه چیزی بگم،ادامه داد:تا فردا شب بهم فرصت بده..اگه چیزی وجود داشته باشه،پیداش میکنم
+باشه.
تماس قطع شد.
گوشیو روی تخت گذاشتم و به سقف خیره شدم.
احساس میکردم هرچی بیشتر به حقیقت نزدیک میشم،سایههای بیشتری دورم شکل میگیرن..
با سردرد شدیدی که داشتم چشمهامو باز کردم.
دیشب از فکر و خیال نتونستم چشم رو هم بزارم.
بلند شدم و روی تخت نشستم.
موهامو از توی صورتم زدم کنار و از روی تخت اومدم پایین.
بعد از اینکه دوش گرفتم یه لباس از توی کمد درآوردم و پوشیدم.(لباس اسلاید بعد)
جلوی آینه نشستم و موهامو فقط شونه کردم.
بعد بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون.
راهروها هنوز خلوت بودن.
اما برعکس روزای قبل عمارت غرق سکوت نبود.
صدای پیانو میومد.
یه ملودی آرامش بخش و زیبا.
بدون اینکه خودم متوجه بشم به جایی که اون صدا ازش میومد قدم برداشتم.
هرچی جلوتر میرفتم،ملودی واضحتر میشد.
درِ نیمهباز اتاق رو آروم هل دادم.
نور صبح از پنجرههای قدی روی کف چوبیِ اتاق افتاده بود.
وسط اتاق،یه پیانوی بزرگ مشکی قرار داشت.
و پشتش..
جونگکوک.
کتوشلوار همیشگیش رو نپوشیده بود.
فقط یه پیراهن سفید با آستینهای تاخورده و شلوار مشکیِ ساده.
سرش کمی پایین بود و انگشتهاش با آرامش روی کلاویهها حرکت میکرد.
چند ثانیه همونجا وایسادم.
دلم نمیخواست سکوت اتاق رو بهم بزنم.
اما درست وقتی آخرین نت نواخته شد،جونگکوک بدون اینکه برگرده گفت:زود بیدار شدی...
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقاب#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
- ۸۷۷
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط