{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره,

تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره,
کشیده سر به خورشید,غریب و بی عبوره
تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام تو میدونی چی میگم تو گوش میدی به حرفهام
به چشم من... به چشم من..تو اون کوهی ,پر غروری بی نیازی با شکوهی,,
طعم بارون روی دریا رنگ کوهی
تو همون اوج غریب قله هایی,,تو دلت فریاد اما بی صدایی
تو دلت فریاد اما بی صدایی....
من فدای اون دل بی صدات بشم
دیدگاه ها (۱)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁴اتاق ت...

دختر و پارتی

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط