{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی

عشق یعنی

باهاش قهری
یهو...
شب... همون ساعته همیشگی یه s ازش بیاد
.
.
.
بگه:هووووی!!!
دختره بابات!!!
هیچ معلومه این وقته شب چرا بغله من خااالیه؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

مَـنْ بَـدْتـَریــنْ آدَمِـ دُنــیا مَـن گَـنْـدتَـریــنْ مَ...

هَمهـــــِْ دختــــــــــرا کــــــــــهـِ نَبایَدبا اَدَبــ...

✍مـیـگَـن➣هَــر وَقـت دیـدے رِفـیـقـات سُــراغــے اَزَت نِـم...

:مَمَنی مَمَنی :جووووونِ دِلَمْ؟ :دَعْبام نَتُنْ :باز چیکارْ...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

سناریو جونگکوک

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

shede and shineپارت 10رفتیم داخل عمارت........عمو هان هم بود...

P³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط