{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
خانه را از دوش عشق برداشتم ،
عکس را از قاب ،
یاد را از تخت
و قلبم را از کنار آینه ات .
دوستی ، چمدانی شد برای من
تا قشنگیِ زندگی برای تو بماند ...
.
( سید محمد مرکبیان )
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ !!!!......ﮐﻪ ﻧﻪ ﻋﯿﻦ ﺁﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾ...

دلم از گریه گرفته است بیا خنده کنیمخنده ای گرم و دلاویز و فر...

.از پنجره های رو به دیوار خسته ام مرا به جایی ببرمن باشم وُت...

.چشمانم خانه ی تو بودرفته ایو حالاسال هاستاجاره اش داده ام ب...

اصلأ به دنیا آمدم دیوانه ات باشم گاهی یک نفر چنان با تار و پ...

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

پارت ۶ "اخر"ساعت ۱۲ و ۷ دقیقه ظهر_تهیونگ:ساعت ۱۲ ظهر بود و ه...

تو را که دوست دارم،انگار جهان کمی زیباتر نفس می‌کشد...صبح‌ها...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

جمله هایی که به جای دوستت دارم میتونی به کسی که دوسش داری بگ...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت شــش 𓆪 🖤🥀ات با شنیدن حرف جیمین خشکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط