{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*دردسرعشق🍷*

*دردسرعشق🍷*

ادامه پارت۹
ا/ت: من دنبال طلا نیستم
موجود: پس چی میخای؟
ا/ت: بهم دروغ گفتی
موجود: آره دروغ گفتم
ا/ت: سنگ هامم تو برداشتی
موجود: خب...خبر شدم که تو زندانی شدی منم نمیتونستم تو رو آزاد کنم برا همین سنگ ها تو از اونا دزدیدم تا وقتی تو آزاد شدی بهت بدم..من..من میخاستم از سنگ هات محافظت کنم چون میدونستم قدرت زیادی داره
ا/ت: اره جون عمت😒
موجود: به جون خودم
ا/ت شمشیر رو بیشتر زیر گردن اون موجود فشار داد و گفت: خب حالا سنگ هامو بده
موجود: اما...
دیدگاه ها (۰)

چه رند

*دردسر عشق🍷*پارت۱۰موجود: اما...اما اونا الان پیش من نیستن ا/...

*دردسرعشق🍷*پارت۹باز هم میگم اونایی که دوس ندارن نخونن🚫🚫و رفت...

*دردسر عشق🍷*پارت۸یونگی: تو نگران ما نباش😈نامجون: سعی میکنم و...

ا. ت : مامان دیونه شدی؟ وایسا اگر من و جانگ کوک رو بدوزدن و ...

ا. ت میدونست که اعتراف به جانگ کوک ممکنه خطرناک باشه ولی قل...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط