{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محبــوب مــن

محبــوب مــن

از دوســت داشتنــم می ترســد

از داشتنــم می ترســد

از نداشتنــم هــم مــی ترســد


با اینهمه امــا؛

مبــادا گمــان کنیــد مـــــــــرد شجاعــی نیســت


وطنــش بــودم اگــر...

بــه خاطــر مــن مــی جنگیــد

و مــادرش اگــر...

بخــاطــرم

جــان ....

مــن امــا،

هیــچ کَسَــش

نیستــم

مــن

هیچکســش هستــم ...(!)
دیدگاه ها (۲)

nazaretoon chie?

مهربان پروردگارم ..!!از من دور نیستی که به دور دست ها بنگرم!...

nazaaretoon vase in keiik chie

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

در آخر،روزی زیرِ آوارِ دلتنگی،جان خواهم داد.نه از سرِ ضعف،از...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

★彡   Part 20 彡★ آخخخ. من باز هم برای این خنده هاش ضعف رفتم.ا...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت نهمدرِ عمارت باز شد.مردی با کت مشک...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط