{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت متصل 2

سرنوشت متصل 2
Part 24
فلش بک به اتاق رونا
پسرم لیام
#بله؟(سر پایین)
سرتو بگیر بالا تو هیچ کار اشتباهی نکردی
#مامان من باعث شدم شما...
ادامه حرفش با کلام رونا قطع شد
تو هیچ کاری نکردی من باعث شدم
اگه بهت میگفتم پدرت کیه و چیکارست
تو هیچوقت نمیرفتی دنبال پیدا کردن حقیقت گذشته (گریه اروم)
# مامان ببخشید از همه گی معذرت میخوام (بغض)
بیا بغلم پسرم (صدای لرزون)
# 🫂
فلش بک به کوک و تهیونگ*
توی حیاط بیمارستان
×کوک
_ بله؟
×حالت خوبه؟
_تهیونگ بغض من چیکار کردم که اینقدر پسرم ازم بدش میاد؟(گریه در حد چند قطره)
تهیونگ دستشو میزاره رو شونه کوک*
× هی مرد تو هیچکاری نکردی مهربون
_ ولی من همه اینا تقصیر منه (صدای لرزون)
× هی کوک مگه تو چیکار کردی همش تقصیر اون نایونه حرومیه
_ ولی تهیونگ...
× هیس
بیا این اب و بخور اروم شی
فردا با لیام باید بری کلانتری
_ چند قلوب اب خورد*
چرا؟ چیشده؟(نگران)
× نمیخواستم بهت تو این وضعیت بگم ولی خب.. نایون فرار کرده
_ بطری از دست کوک افتاد*
چطور ممکنه (عربده)
× هیسس اروم باش کوک همه دارن نگات میکنن به خودت بیا چیزی نیست باهم حلش میکنیم (اروم)
الانم بیا بریم تو اتاق پیش رونا تا نگران نشه
_ باش بریم (صدای لرزون اروم سر پایین)
فلش بک به اتاق رونا *
حالتون خوبه اقای جئون؟(نگران)
_ مگه میشه تورو ببینم و بد باشم؟(اروم زیر لب ولی فقط رونا شنید)
(سر شو پایین برد )
×~ داشتن همو نگاه میکردن و به رونا و کوک اشاره میکردن*(عیجان😂🌚)
~لیانا و لیام برین بیرون
چرااااااا (کمی داد)
~عععععع حتما کار دارم با مامان باباهاتون
# بابا؟ (نیشخند)
~ درد! گمشین بیرون
# اگه اینجوره اوینم باید بیاد بیرون
~اوینننننن
= وااااا به من چهههه
~ میرین بیرون هر سه تاتون بدویید
= رفتن بیرون*
~ اهممممم فردا تولد لیانا و لیام عه گفتم در جریان باشید فردا شب جشن میگیریم و تمام شریک ها و اشنایان و فامیلا دعوتن
× چرا به من نگفتی؟(ناراحت)
~ مگه تو به من همه چیز و میگی؟(چشم قره بیخیال)
(ای بی جنبه😒)
× من چیو مگه ازت مخفی کردم که اینقدر منو نادیده گرفتی
اصلا اره همه چی تقصیر منه اگه اینقدر بهت اسون نمیگرفتم اینقدر عوضی نمیشدی
میره بیرون و در و میبنده*
بطرف بچه ها
=بابایی کجا؟(تعجب نگران)
× میرم یجایی فردا شب میبینمتون
#عمو پس فردا رو چیکار کنیم؟


....
ادامه در کامنت


نویسنده
https://wisgoon.com/helena157
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
ممنون از حمایتتون🤍🌹
دیدگاه ها (۲)

سرنوشت متصل 2Part 25ویو هاناامروز اعصابم از دست تهیونگ خیلی ...

سرنوشت متصل 2Part 26+کوفت برید دیگه هوا هم تاریک شده خطرناکه...

بنفش من Part4_من بهت پیشنهاد کار میدم... +نمیخام... _اوکی می...

بنفش من Part3+که... چشامو باز کردم دیدم یکی داره کتکش میزنه....

قدرت یا عشق

برای کوک اومد حرفش رو بزنه که یکی از خدمتکارا صحبتش رو قطع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط