دارد برای آمدنت دیر می شود
دارد برای آمدنت دیر می شود
دارد عذاب و درد ، فراگیر می شود
از دست های فتنه ، دو پای کبوتران
در حلقه های محکم زنحیر می شود
بیچاره نام عشق ، که از کام هر کسی
درگیر هر معانی و تفسیر می شود
در عرصه ای که فرصت جولان شیر نیست
کفتار، هم برای خودش شیر می شود
از زخم های حک شده بر سینه ی بهار
تازه جوانه های چمن ، پیر می شود
قاب جهان ، بدون گلستان روی تو
دیگر تمام ، صحنه ی شمشیر می شود
افتد ولی مسیر شمیمت به قبرها
دل های مردگان ، همه تسخیر می شود
یا شوکت و شکوه سلاطین روزگار
از هیبتت شکسته و تحقیر می شود
رسم ادب که نیست شکایت کنم ولی
دارد برای آمدنت دیر می شود
دارد عذاب و درد ، فراگیر می شود
از دست های فتنه ، دو پای کبوتران
در حلقه های محکم زنحیر می شود
بیچاره نام عشق ، که از کام هر کسی
درگیر هر معانی و تفسیر می شود
در عرصه ای که فرصت جولان شیر نیست
کفتار، هم برای خودش شیر می شود
از زخم های حک شده بر سینه ی بهار
تازه جوانه های چمن ، پیر می شود
قاب جهان ، بدون گلستان روی تو
دیگر تمام ، صحنه ی شمشیر می شود
افتد ولی مسیر شمیمت به قبرها
دل های مردگان ، همه تسخیر می شود
یا شوکت و شکوه سلاطین روزگار
از هیبتت شکسته و تحقیر می شود
رسم ادب که نیست شکایت کنم ولی
دارد برای آمدنت دیر می شود
- ۱.۴k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط