{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــدایـــــا...

خــدایـــــا...
یـادتــه اون مـــوقع بــهت میــگفتــم تـا تهش هــستم...
میــگفتـم من کـم نمی‍ــارم...
بهت گــفتم تــا آخری‍ــــن نفــس میمونم‌...
حـــرفمو پس میـگیـــــرم...
نمــیمونم‌...نمــیتونم..
ایــــن دنــیا جـای من نیس‍ــت...
خــدایـا... من اشتـــباه کردم...
فـکر کردم قــوی تر از این حرفــام...
دیــدی چه آس‍ــون شکستــــم...
مــهم نیـــست... مـن واســه تحمـلهِ ایــن درد تـورو مُقَسِر نمـــیدونم... میــدونی مشک‍ـــل زندگــیم چی‍ـــه ؟!! مشکل اینــــه که من زود اینو فهــمیـــدم...
زود فهمیــدم کـــه زن‍ــــدگی یه دروغه شیرینه ...
فــهمیدم کـه زندگـــی کردن تو دنی‍ـــا لیاقـــت میــخواد ...
فهــیدم همه عشقا ❤️دروغه...
خلاصـــه ... مــن به دنــیـا اومـدم امـــــــا دنیـــا به مـــن نیــومـد ...
خدایـــا مــن دیگ‍ــه نـیستم‌... دیــگه نمـیـگم هستـم تا تهـــش
دیـگه اون بچـه ای نیستم کــه صـــدای خندهاش تو خونــه میـــپـیـچید...
همــه ی آرزوهـام ️از هـم پــاشـید...
فقط خـــــــدا یـادت بمونه:
من همونـم ... همون
دیدگاه ها (۴۹)

رمان عشق ممنوع

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

خنده ی ممنوعه.

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

dark life = 33

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p7جلومو که نگاه کردم د...

My lovely neighbor part : ۷۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط