{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#the_building_infogyg #پارت7

#the_building_infogyg #پارت7
چانیول
من:الو چیشد
*پیدا کردن پیداکردم اما نمیدونم کدومشونه
من:یه کار ساده ازت خواستیم عرضه نداری بگو ببینم بین چند نفرشک داری؟
*پنج تاشون
من:وقتی به یه دورگه کارارو میسپاری همین میشه بیارشون اینجا
*ببینم حالا اون شخص چی داره دنبالشی
من:به تو ربطی نداره تو فقط بیارشون پولتو بگیر
*نشد دیگه باید بدونم چقدر قیمت دارن یانه
من:خونش مهمه خونی که داره مهمه برایی پدربزرگ
*پس شاه میخوادش میارم اماقیمت دوبرابر میشه
من:تو اول بیارشون بعدا حرف بزن
*باش بای
در قلعه باز شد و.چهره چهارتاشون نمایان شدش
ته:به چه عجب تو درحال تمرین نیستی
بکهیون:گرفتع ای چته پسر
جیهوپ:پوف ببین چیشده؟! چته!
یونگ هم معمولا رویی مبل نسشت وسرشو تکیه داد
من:از دانشگاه چه خبر
ته:چی...
که یونگ پرید وسط حرفش
یونگ:هیچی فقط گفتن چند وقته دیگه
دروازه دنیا ها باز میشه همین وما حق عبور نداریم
من:که اینطور
ته:فک نمیکنی پریدی وسط حرفم
یونگ:تو یه ساعت طول میدی برسی به اصل مطلب همین فقط باعث میشه
من:خوب بشنین باهاتون حرف دارم
نشستیم رویی مبلا
**//**//**
بک
من:خوب ماجرا چیه
چان:خوب میدونین که پادشاه یعنی پدربزرگ دنبال یه شخصه که مام نمیدونیم کیه!
ته:آه آره چقدر فک میکردیم یکی از همین بچه هایی دانشکده سلطنتی هستن
یونگ:همچین سلطنتی هم نیستش
هرخری میتونه بیاد
جیهوپ:درست میگه اما از این لجم میگیره اونا همشون یکی رو دارن
چان:خوب حالا وقتشه تیکه خوبشو بگم یکی هست که پنج نفرکه ممکنه اون شخص باشن پیدا کرده
ته:نمیخواد بگی دروازه دنیاهامون وصل بشه اونارو میاره اینجا
چان بشکنی زد وتکیه داد به مبل
چان:دقیقا وچون قانون اینه که هرکی یک نفر می تونه داشته باشه ماباید هر کدوم یکی رو برداریم
جیهوپ:شرترین من برمیدارم تاثابت کنم میتونم همه رو رام خودم کنم
بکهیون:ساده ترینشون مال من
ته:اونی که کم تر حرف میزنه مال من
یونگ:منم رومخ ترینشون میخوام
من:پس منم آخری رو برمیدارم
دیدگاه ها (۷)

#the_building_infogyg #پارت8تهمن:جیهوپ به نظرت اونا دخترن یا...

#the_building_infogyg #پارت9می هی من:هیع کوک خوبی؟کوک:آره خو...

#the_building_infogyg #پارت6آچا شت پس تو درست بعد فوت مامانم...

#the_building_infogyg #پارت5می هی وارد کلاس شدم من:سلام به ه...

« دانش آموز شیطون من » « پارت اول »کوک با آلارم ساعت بیدار ...

خون آشام تشنه به خون پارت ششم ته یونگ بعد چند دقیقه نگاه کرد...

خون آشام تشنه به خون پارت سوم الان دو ماه شده بود که کوک داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط