{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالم خوب است، زندگی ام ساده

حالم خوب است، زندگی ام ساده
و شعرهایم قاصدک هایی که
به سمت تو فوت می کنم
قصدم بخشیدن و هدفم رها شدن

تا دیروز هم حالم خوب نبود
روحم پر از زخم هایی بود که
تو و دیگران به آن زده بودید
قلبم خونریزی غم داشت
و بدنم کرخت شده بود

هیچ امیدی به آینده نداشتم
و درون سینه ام چیزی گِرد مانند
مانند گوله ای آتش در حال گداختن بود
حتی زمانی که آرامتر بودم

تماما چهره ی شیطانی تو و آنان را
به یاد می آوردم و حرف های تو
به خود می گفتم ما آن بوسه ها را برای ماندن
آن آغوش ها جدا شدنی نبود
و آن سوال های بی پاسخ

تا آنکه دیروز استادی نقابی زشت بر صورتم گذاشت
طبل را برداشت و گفت دور هم بچرخید
به نقاب های هم خیره شوید
و راجع صورت های هم قضاوت کنید

ما دور هم چرخیدیم و راجع نقاب ها که
آن لحظه تصور می کردیم
صورت های واقعیمان است
قضاوت کردیم، بارها و بارها

ناگهان به دستمان آینه ای داد
و گفت: حال به خودتان نگاه کنید
وقتی به نقاب خود نگاه کردم شوکه شدم
در واقع همه شوکه شده بودیم

بعد نقاب ها را گرفت
و صورتک های سفید به صورتمان گذاشت
طبل را زد و ما باز دور هم چرخیدیم

دیگر نمی توانستیم
راجع چهره های هم قضاوت کنیم
زیرا همه یکجور بودیم

بعد طبل را قطع کرد
و صورتک ها را برداشتیم
و گفت: این صورت ها هم که
الان زیر این نقاب دارید
یک نقاب هستند
شغل ها، موقعیت ها و رفتارها

بعضی ها نقاب های زشت تری
روی صورتشان می گذارند
و ما همیشه مشغول قضاوت
راجع آن نقاب ها هستیم

نه خود آن ها
که مثل ما در جان
و گوهر وجود یکی هستند

ناگهان یاد متنی افتادم که می گفت
"نمی دانم چرا بعضی دست ها
از نگاه داشتن نقاب ها
روی صورتشان
خسته نمی شوند"

و فهمیدم که تو هم
نقابی روی چهره ات گذاشته بودی
نقابی بسیار جدید که
من را شگفت زده می کرد

دلم برای تو و تمام کسانی که
آزارم می دادند سوخت!
اینگونه بود که از زندان خشم
به ملکوت بخشش رسیدم

فرامرز فرحمهر
منبع سایت شعرنما: http://shernama.ir/halam-khob-ast/
دیدگاه ها (۱)

P⁸چراغ‌ها هنوز خاموش بودند.صدای نفس‌های سه دختر در راهرو می‌...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

نماد مرگ پارت شیشم

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط