{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات بابا اگ من بزرگ شدم میزاری ازدواج کنم

_________________01√2_________
ات: بابا اگ من بزرگ شدم میزاری ازدواج کنم
جیهوپ: نه تو پیشم میمونی از سر حرفش ذوق کردم
ات: بابا....
جیهوپ: هوم
ات: اگ بفهمی ی روز من با ی پسری دوست شدم چیکار میکنی
جان: اول ترو قیمه قیمه میکنم بعدش اون پسره رو میکشم
از حرفش ترسیدم
ات: وای
جیهوپ: حالا بیخیال بیا بخوابیم
ات: باشع
صفت تر بغلش کردم
جیهوپ: خفم کردی دختر
ات: ببخشید(خنده)
کم کم چشمام گرم شدن خوابیدم
صبح ویو: با صدای بابام از خواب بیدار شدم
جیهوپ: پاشو
ات: هوم باشع
پاشدم رفتم سرویس بهداشتی و کارای لازمو انجام دادم و رفتم لباسمو پوشیدم موهامو شونه کردم رفتم پایین صبحانه خوردم ک بابام گف: امروز راننده ترو میبرع مدرسع من کار دارم
ات: هوم باشع
سوار ماشین وون شدم و ب سمت مدرسه حرکت کردیم رسیدم پیاده شدم ک ۲ تا مرد غول هم پیاده شدن
ات: کجا؟:/
بادیگارد۱: ارباب جانگ گفتن ک با شما بیاین
ات: پوفففف باشه وارد مدرسه شدم رفتم ت کلاس ک ی بادیگارد دم در بود و یکی هم بالا سرم خدا نکنه کای نیاد وگرنع فاته ام‌ خوندس
رفتم سرویس بهداشتی ک کای رو دیدم
کای: سلام عشق...
ات: ی لحظه زر نزن... ببین بابام بادیگارد فرستادع دنبالم اگ ترو ببینن بد میشع
کای: هه نگران نباش
ات: چیمیگی فاته ام خوندس
کای: خو فرار میکنیم
ات: ینی چ
کای: میریم خونه من
ات: دیوونه شدی
کای: نگران نباش بابا
ات: پوففف باشع کیف هامونو برداشتیم و از پنجره سرویس بهداشتی فرار کردیم با سرعت دویدیم ک ی جایی ایستادیم
ات: هه وای...پسره...خلوچل(در حال نفس زدن)
کای: خنده*
ات: خب اینجا کجاس
کای: اون عمارت ماعه
ات: ب عمارت ما نمیرسع(پوزخند)
کای: ن بابا تو اصلا میدونی بابای من کیع ۳ تا از بزرگ ترین سهام داران شرکته
ات: ن بابا منم بابام بزرگ ترین مافیای جهان جانگ هوسوکه
کای: چ..چی دروغ میگی
ات: دروغم کجا بود اسکل پ اون بادیگاردا چین؟ها اگ بفهمع دیگ فاته هردوتامون خوندسااا
کای: وای شت...همون مافیای بی رحم و خشن بیخیال بیا بریم
ات: چی شد ت ک میگفتی نگران نباش چیزی نمیشع الان خودت از منم بدتر نگرانی
کای: خو من از کجا میدونم
وارد عمارتش شدیم ک رفتیم سمت
اتاقش
جیهوپ ویو: توی شرکت کارامو انجام میداد ک گوشیم زنگ خورد..
______________01√2__________
پایان
دیدگاه ها (۱)

جواب دادمجیهوپ: چییییی(داد)احمق هواست کجا بود مگ‌ من نگفتم م...

جیهوپ: دیگ خبری از بغل کردن و بوسیدن نیس رف بیرون شروع ب گری...

___________________01√2______زنگ خورد رفتم بیرون ک این کای ن...

__________________01√2___________جیهوپ: رفتم ت اتاق ات دیدم ...

☆راند اخر☆part 1ویوات: ات: از خواب بیدارشدم و ی دوش گرفتم ور...

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

تک پارتی وقتی می خوای حرسش رو در در بیاریسلام من ات هستم دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط