{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خمـــــارے

تو خمـــــارے
زد تو گـــــوش مادرش
پســـــری که
رو بازوشـــــ
خالکـــــوبـے کرده بـــــود
رفیـــــق بـے کلک مـــــــادر
دیدگاه ها (۱)

iM درحال درس خوندن

khOoSh goZaSHtYakh kardiM

خـــــیلـے سختہواسه خوشبخـــــت شدن کســـے دعا کنـے کہ یہ رو...

تنهایـــــے خوووووبــہولــــــــــے دو نفــღـــرش

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهشتم | فرارشیشه‌ها خرد شدند.جونگکوک فور...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وششم | راز مادرتاریکی همه‌جا رو گرفت.لانا ...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

دلم تنگ شد از سر کار پرهیاهو بیایمصدای مادر بشنوم همه غم های...

پارت ۶۲ روز بعد_ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه ی عصر_جیمین:دو روز از اومد...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

تهیونگ چون گفت میتونه صددرصد از گوش راستش و سی‌درصد از گوش چ...

نام رمان: اون مال منه!تعداد پارت: نامعلومکاپل اصلی:ویکوککاپل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط