{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی رسیدیم به لبه استخر کمرمو ول کرد و اومد کنارم نشست.ا

وقتی رسیدیم به لبه استخر کمرمو ول کرد و اومد کنارم نشست.اون کوک بود.کوک:خوبی؟چرا مراقب نیستی؟ ات:بله ممنون ببخشید حواسم نبود کوک:اشکال نداره حالا بلند شو برو لباستو عوض کن سرما میخوری ات:ببخشید ولی من اینجا لباسی ندارم کوک:بیا بریم من بهت میدم بغلم کرد تعجب کرده بودم رفتیم تو اتاقش یکی از لباسای خودش رو بهم داد.رفتم پوشیدمش خیلی بزرگ بود تا زانو میومد پس شلواری نپوشیدم‌.وقتی رفتم بیرون شروع کرد یه انالیز کردنم کوک:دختر چقد بزرگه(خنده)
به خدا من اینقدرم بزرگ نیستم خودمم خندم گرفته بود.
دیدگاه ها (۰)

کوک:بیا اینجا به کنارش رو تخت اشاره کرد.رفتم بغلش نشستم.کوک:...

های من جئون جونگ کوکم 25 سالمه داخل یک شرکتم کار میکنم وبا ک...

اشپزخونه رو تمیز کردم و رفتم سمت اتاقا درا رو تک به تک باز م...

بعد از اتاق رفت بیرون.منم چون خوابم میومد سرمو خم کردم و خوا...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

تک پارتی کوک✨✨ (وقتی مریض بودی و حواست به بچه نبود و اون میر...

شب تولدم پارت 5ات: بریم پایین نیلا: بریم جونگ کوک رو ببینیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط