{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخست دیر زمانی در او نگریستم

نخست دیر زمانی در او نگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من 
همه چیز
به هیات او در آمده بود
آن گاه دانستم
که مرا دیگر از او گزیر نیست

#احمدشاملو



🕊
دیدگاه ها (۳)

🪩 #شعر 🪩من به عشقِ نرگسی از پا به سر دیوانه ام مستم و در بند...

وقتی حواست به من هست، من حس می‌کنم، من می‌فهمم، من ذوق می‌کن...

.مژده بده ، مژده بده، یار پسندید مراسایه ی او گشتم و او برد ...

می نویسم از تو ای زیبای من می سرایم از تو ای رویای منای نگاه...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ فرس...

آن نه عشقست که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط