{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستم پاى مشروب، گفتن بخور و بگو ب سلامتى کسیکه دوسش دارى

نشستم پاى مشروب، گفتن بخور و بگو ب سلامتى کسیکه دوسش دارى، پیکو ب لبم نزدیک کردم نخوردم ولى گفتم ب سلامتى کسیکه با وجودش نفس میکشم. گفتن نخوردى؟ گفتم سلامتیشو تو پاکى میخوام ن تو مستى...
دیدگاه ها (۱)

به سلامتی آدم های ساده، آدمای بدون بندوبساط گرون، آدماییکه د...

به سلامتی مادر که شب اول ازدواجش درد میکشه که یه روزی صاحبه ...

خواستی بری با رفتنت اشک منو در بیاری؟ خواستی بری با رفتنت غم...

ﻣﺘﺮﺳﮏ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﻭﺍﺭ ﺗﻬﯽ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎ...

which one part 10 اول یه نگاهی به من کردمن هم زیر لب زمزمه ک...

رمان تو خود منی

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

P11 .PRESAN MAFIA.

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

★彡   Part 43 彡★برگشتم روبه تهیونگ، اما اون مجال گفتن حرفی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط